واکاوی دلایل ناکامی برخی از پروژه های کلان اقتصادی در استان زنجان
پروژههای ناتمام، آرزوهای بربادرفته
استان زنجان در چهار دهه گذشته، میزبان چندین پروژه کلان اقتصادی با پتانسیل تحولآفرینی بوده است. پروژههایی که اگر به سرانجام میرسیدند، میتوانستند اشتغال، تولید ناخالص داخلی و سطح رفاه استان را به طور چشمگیری افزایش دهند. اما به دلایل متعدد، بسیاری از این پروژهها یا نیمهکاره رها شدهاند، یا با کسری شدید ظرفیت کار میکنند، یا هرگز وارد فاز بهرهبرداری نشدهاند. در این مقاله به بررسی سه نمونه شاخص از این پروژههای ناکام میپردازیم و ریشههای ساختاری این شکستها را واکاوی میکنیم.
۱. مجتمع فولاد غرب ایران (نیمهکاره در ماهنشان)
یکی از بلندپروازانهترین پروژههای صنعتی استان، مجتمع فولاد غرب ایران در شهرستان ماهنشان بود. کلنگ این پروژه در سال ۱۳۸۵ با وعده اشتغالزایی برای ۳ هزار نفر و تولید سالانه ۱.۵ میلیون تن فولاد به زمین زده شد. قرار بود این مجتمع، تحولی در اقتصاد ماهنشان و استان ایجاد کند.
وضعیت فعلی: پس از نزدیک به دو دهه، این پروژه هنوز تکمیل نشده است. بدنه اصلی سولهها و برخی تجهیزات سنگین نصب شده، اما خط تولید هرگز راهاندازی نشده است.
دلایل ناکامی:
-
تغییر مدیریتهای مکرر: در طول این سالها، چندین پیمانکار و سرمایهگذار خصوصی وارد و خارج شدهاند و تیم مدیریتی پروژه دستکم ۷ بار تغییر کرده است. هر مدیر جدید، قراردادهای قبلی را لغو و تیم جدیدی میآورده است.
-
مشکلات تأمین مالی: حجم سرمایهگذاری اولیه برآوردشده (حدود ۵۰۰ میلیارد تومان در اوایل کار) به شدت کمتر از نیاز واقعی بود. با تورم افسارگسیخته، بودجههای تخصیصی هر سال کفاف پیشرفت پروژه را نمیداد.
-
اختلاف بر سر آب و برق: مجتمع فولاد نیازمند حجم عظیم آب و برق است. تأمین این منابع از سوی وزارت نیرو با تأخیرهای چندساله مواجه شد و حتی پس از تخصیص، خطوط انتقال آن سالها طول کشید.
-
مخالفتهای زیستمحیطی محلی: برخی از کشاورزان ماهنشان نگران آلودگی آب و خاک ناشی از فولاد بودند و چندین بار جلوی پیشرفت فیزیکی پروژه را گرفتند.
۲. شهرک صنعتی تخصصی نساجی زنجان (راهاندازی با ۵ درصد ظرفیت)
زنجان یکی از قطبهای سنتی نساجی ایران بوده و هست. در دهه ۱۳۸۰، تصمیم گرفته شد یک شهرک صنعتی تخصصی نساجی در زمینی به مساحت ۱۰۰ هکتار در جاده زنجان-تهران احداث شود تا تمام واحدهای کوچک و پراکنده نساجی در آن تجمیع شوند.
وضعیت فعلی: شهرک احداث شده و زیرساختهای اولیه (برق، آب، جاده) نیز وجود دارد. اما از ۱۰۰ واحدی که پیشبینی میشد، تنها ۵ واحد (۵ درصد) مشغول به کار هستند. مابقی سولهها خالی و در حال فرسایش است.
دلایل ناکامی:
-
کوچک بودن واحدهای نساجی سنتی: بیشتر فعالان نساجی زنجان، واحدهای کوچک خانوادگی با ۵ تا ۱۰ کارگر هستند. آنها توان مالی خرید یا اجاره سوله در شهرک صنعتی را ندارند. نرخ اجارههای پیشنهادی شهرک، ۳ برابر اجاره کارگاههای سنتی در بافت شهر بود.
-
دسترسی سخت برای کارگران: شهرک در ۲۰ کیلومتری شهر زنجان قرار دارد و خطوط حملونقل عمومی به آن تردد ندارد. کارگران نساجی که عمدتاً زنان سرپرست خانوار هستند، توانایی حمل هزینه سربار رفتوآمد را ندارند.
-
رقابت با چین و ترکیه: در سالهای اخیر، نساجی ایران به دلیل واردات بیرویه پارچه و پوشاک ارزان از چین و ترکیه، با رکود شدید مواجه شده است. تولیدکنندگان داخلی به جای توسعه، در حال کاهش نیرو هستند.
-
فقدان مشوقهای جدی: دولت وعده معافیت مالیاتی و عوارض صادراتی برای واحدهای مستقر در شهرک را داده بود، اما این وعدهها هرگز عملی نشد.
۳. خط قطار پرسرعت زنجان-تهران (متوقف در ایستگاه اول)
پروژه راهآهن پرسرعت زنجان-تهران-تبریز یکی از اولویتهای ملی در دولت یازدهم بود. قرار بود قطار زنجان را در ۹۰ دقیقه به تهران متصل کند.
وضعیت فعلی: پروژه در داخل استان زنجان پیشرفت فیزیکی اندکی داشته است. ایستگاه راهآهن جدید زنجان ساخته شده، اما خطوط پرسرعت هنوز به آن نرسیده است. عملاً قطارهای فعلی زنجان با سرعت عادی (کمتر از ۱۰۰ کیلومتر) و زمان ۳ ساعته حرکت میکنند.
دلایل ناکامی:
-
تغییر اولویتهای ملی: با افزایش تحریمها و کمبود منابع ارزی، دولت مجبور شد پروژه قطار پرسرعت را به نفع پروژههای ریلی در استانهای محرومتر (مانند سیستان و کرمان) کنار بگذارد.
-
مشکلات تأمین واگن و لوکوموتیو: قطار پرسرعت نیازمند واگنها و لوکوموتیوهای خاصی است که بخش اعظم آنها باید وارد میشد. تحریمها خرید این تجهیزات از اروپا را غیرممکن کرد.
-
اعتراضات زیستمحیطی کشاورزان: مسیر خط پرسرعت از میان اراضی حاصلخیز کشاورزی عبور میکرد. کشاورزان معترض، بارها جلوی عملیات خاکی را گرفتند و دادخواستهای حقوقی متعددی ثبت کردند.
-
تورم افسارگسیخته: بودجه اولیه پروژه (۲ هزار میلیارد تومان) در طول چند سال به ۶ هزار میلیارد تومان رسید و دولت توان تأمین آن را نداشت.
۴. ریشهیابی ساختاری؛ چرا پروژههای زنجان ناکام میمانند؟
فراتر از دلایل اختصاصی هر پروژه، میتوان ریشههای مشترکی برای این ناکامیها شناسایی کرد:
ریشه اول: ضعف مطالعات امکانسنجی (فازیبالا، لوزبالا)
بسیاری از پروژههای کلان زنجان بدون مطالعه دقیق بازار، منابع مالی، اثرات زیستمحیطی و نیازهای واقعی استان مصوب میشوند. این مطالعات اغلب خوشبینانه و غیرواقعی هستند. برای مثال، برای شهرک نساجی، هرگز تقاضای واقعی واحدهای سنتی برای نقل مکان بررسی نشد.
ریشه دوم: نوسانات مدیریتی و قطبیگرایی سیاسی
با تغییر هر دولت یا هر استاندار، پروژههای دوره قبل یا متوقف میشوند یا مدیریت آنها به افراد جدیدی سپرده میشود که تیم خود را میآورند. قراردادهای جدید فسخ و مفاد قبلی نادیده گرفته میشود. برای پروژه فولاد ماهنشان، هر استاندار برنامه خود را داشت.
ریشه سوم: فرار سرمایهگذاران به دلیل بیثباتی قوانین
سرمایهگذاران بخش خصوصی برای ورود به پروژههای کلان نیاز به امنیت و ثبات قوانین دارند، اما در ایران، قوانین مالیاتی، بانکی، بیمه و ارزی هر چند سال یکبار تغییر میکند. سرمایهگذاران زنجانی نیز به جای ماندن، سرمایه خود را به استانهای دیگر یا خارج از کشور منتقل کردهاند.
ریشه چهارم: رانتخواری و فساد اداری در تخصیص منابع
برخی از این پروژهها تبدیل به “چرخهای بسته رانت” شدهاند. پیمانکاران، مشاوران و تأمینکنندگان نزدیک به قدرت، سهم خود را از بودجه میبرند، اما کار مفید اندکی انجام میشود. در پروژه فولاد ماهنشان، بارها گزارش شده که تجهیزات خریداری شده در انبارها خاک میخورد.
ریشه پنجم: نادیده گرفتن جوامع محلی
هیچکدام از این پروژهها با مشارکت واقعی مردم محلی طراحی نشدهاند. کشاورزان معترض، زنان قالیباف و جوانان بیکار استان، در اتاقهای دور از مردم تصمیمگیری میشوند. همین موضوع، منجر به اعتراضات گسترده، توقفهای قضایی و نارضایتیهای طولانی مدت شده است.
۵. چه باید کرد؟ راهکارهایی برای عبور از بحران ناکامی پروژهها
برای این که پروژههای آینده زنجان به این سرنوشت دچار نشوند، اقدامات زیر ضروری است:
-
تاسیس “صندوق ضمانت پروژههای کلان استان”: این صندوق (با مشارکت دولت استانی، بانکها و بخش خصوصی) در صورت بروز مشکل مالی، پروژه را تا تکمیل حمایت کند.
-
ارجاع مطالعات امکانسنجی به دانشگاهها (به جای مشاوران سفارشی): دانشگاه زنجان، دانشگاه علوم پزشکی و مراکز پژوهشی استان باید مسئول مطالعات اولیه شوند تا استقلال و بیطرفی تضمین شود.
-
تدوین “منشور ثبات سرمایهگذاری”: قوانین مربوط به پروژهها (حداقل برای یک دوره ۱۰ ساله) باید ماندگار شود و با تغییر استاندار یا دولت تغییر نکند.
-
اجرای مدل “مشارکت عمومی-خصوصی-مردمی”: جوامع محلی (شوراهای روستا، کشاورزان، کسبه) باید سهامی در پروژه داشته باشند تا احساس مالکیت کنند و مزاحمت ایجاد نکنند.
-
ایجاد “سامانه شفافیت پروژههای عمرانی استان”: تمام مراحل از مناقصه تا بهرهبرداری در معرض دید عموم قرار گیرد. هر گونه انحراف مالی یا زمانی، فوراً گزارش شود.
نتیجهگیری: نیمهکارهها را تمام کنید، قبل از شروع پروژه جدید
اگر صادقانه بخواهیم به عقب نگاه کنیم، استان زنجان اکنون نیازی به پروژه کلان جدید (مانند فولاد دوم یا سد سوم) ندارد؛ نیازمند تکمیل پروژههای نیمهکاره است. مجتمع فولاد ماهنشان، شهرک نساجی و خط قطار پرسرعت، سرمایههای هدررفتهای هستند که هنوز شاید قابل احیا باشند. قبل از هر کلنگزنی جدید، مسئولان باید بروند و ببینند چرا فولاد نیمهکاره مانده، چرا سولههای نساجی خالی است و چرا قطار پرسرعت به زنجان نرسیده است. پاسخ به این سوالات، گرهگشای بسیاری از مشکلات اقتصادی استان در آینده خواهد بود.



