مهاجرت معکوس به روستاهای زنجان؛ فرصتها و چالشها
بازگشت به ریشهها
در سالهای اخیر و به ویژه پس از همهگیری کرونا، پدیدهای به نام «مهاجرت معکوس» در بسیاری از مناطق ایران از جمله استان زنجان مشاهده میشود. بر خلاف روند تاریخی مهاجرت از روستا به شهر، اکنون گروههایی از شهروندان زنجانی (و حتی ساکنان تهران و سایر کلانشهرها) به روستاهای زنجان بازمیگردند یا برای اولین بار به آنها مهاجرت میکنند. این پدیده که در روستاهای طارم، ماهنشان و خدابنده بیشتر دیده میشود، هم فرصتهای بینظیری برای توسعه روستایی ایجاد کرده و هم چالشهای جدیدی را پیش روی جوامع محلی قرار داده است.
۱. آمار و ارقام؛ مهاجرت معکوس در زنجان چقدر جدی است؟
بر اساس آمارهای غیررسمی (چون آمار رسمی با تأخیر منتشر میشود)، در بازه زمانی ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲، حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از مهاجرتهای استان زنجان، به سمت روستاها بوده است (در حالی که این رقم در دهه ۱۳۸۰ کمتر از ۵ درصد بود). برخی روستاها مانند درسجین، گیلوان و جمالآباد در طارم و ابهرود در ماهنشان، شاهد افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی جمعیت ساکن در تعطیلات آخر هفته و حتی سکونت دائم برخی خانوادهها بودهاند.
۲. چرا شهرنشینان به روستاهای زنجان بازمیگردند؟ (علل مهاجرت معکوس)
علت اول: افزایش هزینههای زندگی در شهرها
افزایش سرسامآور اجارهبها، قیمت مسکن، هزینههای حملونقل و خوردوخوراک در شهر زنجان و به ویژه کلانشهرهایی مانند تهران و کرج، بسیاری از خانوادههای کمدرآمد و متوسط را مجبور به ترک شهر کرده است. فروش یک آپارتمان ۷۰ متری در تهران، معادل خرید یک ویلا و چند هکتار باغ در روستاهای طارم است.
علت دوم: کیفیت پایین زندگی شهری و آلودگی
آلودگی هوا، ترافیک سنگین، استرس مزمن، فقر روابط همسایگی و احساس تنهایی در شهرهای بزرگ، بسیاری را به سمت زندگی آرام و سالم روستایی سوق داده است. در روستا، هوا پاک است، آب زلال است، غذای ارگانیک در دسترس است و مردم با هم ارتباط گرمتری دارند.
علت سوم: همهگیری کرونا و امکان دورکاری (Work From Home)
کرونا ثابت کرد که بسیاری از مشاغل اداری و فناوری اطلاعات را میتوان از راه دور (از خانه) انجام داد. برنامهنویسان، طراحان گرافیک، نویسندگان، مترجمان، معلمان خصوصی و حتی برخی کارمندان بانکها، اکنون میتوانند از یک کلبه روستایی با اینترنت خوب کار کنند، بدون اینکه مجبور باشند هر روز ساعتها در ترافیک باشند.
علت چهارم: تمایل به خودکفایی غذایی و زندگی ارگانیک
افزایش آگاهی عمومی درباره مضرات غذاهای فرآوریشده، میوه و سبزیجات گلخانهای و گوشتهای هورمونی، باعث شده بسیاری به فکر تولید غذای خود (کاشت سبزی، پرورش مرغ بومی، نگهداری یک رأس گوسفند) بیفتند. روستا این امکان را به راحتی فراهم میکند.
علت پنجم: احیای هویت و اصالت طلبی
نسل جدید جوانان شهری، که در آپارتمانهای مدرن و آنونیم بزرگ شدهاند، به دنبال ریشههای خود هستند. بازگشت به روستای پدری (یا حتی روستایی غیر مرتبط)، بازگشت به یک «هویت اصیل» تلقی میشود که در زندگی ماشینی امروز گم شده است.
۳. فرصتهای مهاجرت معکوس برای روستاهای زنجان
این پدیده اگر مدیریت شود، میتواند یک «فرصت طلایی» برای نجات روستاهای در حال خالی شدن از سکنه باشد:
فرصت اول: احیای بافت فرسوده و خانههای خالی
بسیاری از خانههای خشتی و گلی روستاها که سالها خالی بود، توسط مهاجران جدید خریداری و بازسازی شده است. این کار هم به حفظ معماری سنتی کمک کرده و هم از تخریب بیشتر بافت تاریخی جلوگیری کرده است. در روستای درسجین، حداقل ۲۰ خانه قدیمی در ۳ سال اخیر توسط مهاجران بازسازی شده است.
فرصت دوم: رونق کسبوکارهای محلی
مهاجران جدید، مشتری پروپاقرص محصولات محلی (لبنیات، نان، عسل، گردو، زیتون) هستند. همچنین حضور آنها، تقاضا برای خدمات ساختوساز (معمار، بنا، نجار، لولهکش) و خدمات شخصی (آرایشگاه، تعمیرات لوازم خانگی) را افزایش داده است. چندین فروشگاه مواد غذایی، کافیشاپ سنتی و اقامتگاه بومگردی در روستاهای طارم به دلیل حضور جمعیت جدید تاسیس شده است.
فرصت سوم: انتقال دانش و مهارت جدید
بسیاری از مهاجران، متخصصان شهری با مهارتهای فنی (برنامهنویسی، عکاسی، بازاریابی دیجیتال، زبان انگلیسی) هستند. آنها میتوانند این مهارتها را به جوانان روستایی آموزش دهند. برای مثال، یک مهاجر تهرانی در روستای گیلوان، کلاس رایگان عکاسی با موبایل برای دختران روستا برگزار کرده است.
فرصت چهارم: حفاظت از محیط زیست
مهاجران جدید معمولاً دغدغههای زیستمحیطی بیشتری دارند. آنها در کمپینهای پاکسازی طبیعت شرکت میکنند، زبالههای خود را تفکیک میکنند، از کیسههای پارچهای به جای نایلون استفاده میکنند و دیگران را نیز تشویق میکنند. این آگاهی میتواند به مرور الگوی مصرف کل روستا را تغییر دهد.
۴. چالشها و تنشهای ناشی از مهاجرت معکوس
اما این پدیده بدون دردسر هم نیست. برخورد دو فرهنگ شهری و روستایی، گاهی منجر به تنش میشود:
چالش اول: افزایش قیمت زمین و مسکن
مهاجران شهری معمولاً قدرت خرید بالاتری دارند و حاضرند برای یک خانه روستایی، قیمتی بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن بپردازند. این موضوع، قیمت زمین در روستا را به شدت افزایش داده و خرید خانه را برای خود روستاییان (به ویژه جوانان بومی که قصد ازدواج دارند) غیرممکن کرده است. در روستای درسجین، قیمت هر متر زمین طی ۳ سال ۴ برابر شده است.
چالش دوم: تغییر سبک زندگی و تضاد فرهنگی
مهاجران جدید، عادات و سلایق متفاوتی دارند: موسیقی با صدای بلند، مهمانیهای دیرهنگام، پوشش متفاوت، روشهای مدرن کشاورزی و… این موارد گاهی با فرهنگ سنتی و مذهبی روستا در تضاد قرار میگیرد و شایعات و درگیریهای محلی ایجاد میشود.
چالش سوم: فشار بر منابع و زیرساختها
روستاها برای جمعیت ثابت خود طراحی شدهاند. افزایش ناگهانی جمعیت (به ویژه در تعطیلات که مهاجران فصلی هم اضافه میشوند)، فشار بر منابع آب شرب و کشاورزی، شبکه برق (که در زمستان با بخاریهای برقی دچار افت ولتاژ میشود)، جادههای باریک روستایی و سیستم دفع فاضلاب را افزایش میدهد. قطعی مکرر برق در روستاهای طارم در تعطیلات نوروز ۱۴۰۲ نمونهای از این فشار بود.
چالش چهارم: احساس طرد شدن و «مهمان دائمی» بودن
برخی از روستاییان بومی، مهاجران جدید را «بیروني» و «غریبه» میدانند و آنها را در تصمیمگیریهای محلی (شورای روستا، تقسیم آب، حل اختلافات) راه نمیدهند. مهاجران نیز احساس میکنند هرگز نمیتوانند واقعاً عضوی از جامعه روستا شوند و در حاشیه باقی میمانند.
۵. روایت دو مهاجر؛ چرا آمدیم و چه میبینیم؟
روایت آقای رضا (۴۲ ساله، برنامهنویس ساکن تهران، مهاجرت به روستای گیلوان در ۱۴۰۰):
«من و خانوادهام دیوانهوار هوای آلوده تهران و ترافیک ۳ ساعته را خسته شده بودیم. ویلا یک دوست در گیلوان را دیدم، عاشق شدم. خانۀ قدیمی را خریدم، بازسازی کردم، فیبر نوری کشیدم. الآن از همانجا برای شرکت سوئدی کار میکنم. بچهها در دبستان روستا درس میخوانند و از نظر آموزشی مشکلی ندارند. راستش، من هیچ قصد بازگشت به تهران را ندارم. اما کشاورزان محلی گاهی با من قهر میکنند چون من قیمت خانه را بالا بردم. همچنین نمیگذارند در شورا عضو شوم میگویند تو مهاجری حق رای نداری. حس میکنم بعد ۳ سال هنوز یک «مهمان» هستم.»
روایت خانم سارا (۳۵ ساله، معلم بازنشسته، مهاجرت از زنجان به روستای جمالآباد):
«من خودم اصلن زنجانی هستم، روستا زادگاه پدرم است. پدرم فوت کرد، خانه پدری را ارث بردم. ابتدا فقط آخر هفتهها میآمدم، اما کرونا که شد، تصمیم گرفتم همیشه بمانم. الآن اینجا به بچههای روستا زبان انگلیسی و کامپیوتر یاد میدهم رایگان. مردم اول خیلی بدبین بودند، فکر میکردند من آمدهام برای خرید ارزان زمین و فروش گران. اما آرام آرام اعتمادشان جلب شد. حالا برایشان کلاس دارم و من را جزو خودشان میدانند. چالش اصلی ما اینترنت ضعیف است، برای کلاسهای آنلاین خیلی اذیت میشویم.»
۶. راهکارها؛ چگونه مهاجرت معکوس را به یک فرصت پایدار تبدیل کنیم؟
برای جلوگیری از تبدیل این پدیده به بحران، اقدامات زیر ضروری است:
-
تدوین مقررات حمایت از سکونت بومیان: دهیاریها باید در مورد فروش زمین و خانه به غیربومیان قوانین شفاف و محدودکنندهای وضع کنند (مثلاً حداکثر ۲۰ درصد خانههای روستا به غیربومیان فروخته شود) تا قیمتها سر به فلک نکشد.
-
سرمایهگذاری در زیرساختها با مشارکت مهاجران: به جای این که مهاجران فقط مصرفکننده منابع باشند، از آنها بخواهیم در پروژههای زیرساختی (تقویت برق، لولهکشی آب، آسفالت جاده) سرمایهگذاری کنند.
-
برنامههای تلفیق فرهنگی: برگزاری جشنوارههای غذای محلی، مسابقات ورزشی مشترک، کارگاههای هنری و گردشگری کشاورزی که مهاجران و بومیان را در کنار هم قرار دهد.
-
تسهیل عضویت مهاجران در شوراها و دهیاریها: پس از چند سال سکونت و اثبات تعهد، مهاجران نیز باید حق مشارکت در تصمیمگیریهای محلی را داشته باشند.
-
حمایت از مشاغل دانشبنیان روستایی (Nomad Economy): دولت باید تسهیلات ویژه به مهاجرانی بدهد که از راه دور برای شرکتهای خارجی کار میکنند و ارزآوری دارند.
نتیجهگیری: مهاجرت معکوس نه تهدید است نه فرصت، بلکه یک واقعیت
مهاجرت معکوس به روستاهای زنجان، دیگر یک استثنا نیست؛ یک واقعیت اجتماعی-اقتصادی است که یا باید آن را پذیرفت و مدیریت کرد، یا در برابر آن مقاومت کرد و شکست خورد. سادهانگاری است اگر فقط جنبه مثبت (احیای روستا) را ببینیم و سادهانگاری است اگر فقط جنبه منفی (افزایش قیمت، تضاد فرهنگی) را ببینیم. راه حل میانه، برنامهریزی مشارکتی است. دهیاریها، شوراهای روستا، مهاجران جدید و مسئولان استانی باید دور یک میز بنشینند و قواعد بازی را روشن کنند. زنجان فرصت دارد مدلی از «توسعه روستایی قرن بیست و یکم» را پیاده کند که در آن، هم بومیان حفظ میشوند و هم مهاجران جدید به یک دارایی تبدیل میشوند، نه یک مشکل.
