گاوازنگ؛ سالها وعده، خدمات صفر / منطقه «گردشگری» که اهالیاش با کپسول گاز و هیزم رها شدهاند؟

هزینه های سرسام آور، سالها انتظار برای زیرساخت های اولیه و بی خیالی مسئولان؛ این، خلاصهای از زندگی در روستای گاوازنگ است.
مقدمه: در همسایگی شهر، در محرومیت محض
گاوازنگ، منطقهای کوهپایهای در شمال شهر زنجان، با چشماندازهای طبیعی بکر و آبوهوای مطبوع، سالهاست که بهعنوان یکی از ظرفیتهای مهم گردشگری استان معرفی میشود. اما در پس این قاب زیبا، واقعیتی تلخ نهفته است: ساکنان این منطقه که فاصلهشان تا مرکز شهر کمتر از ۳ کیلومتر است، از ابتداییترین امکانات زندگی محروماند. گاز ندارند، آب آشامیدنی پایدار ندارند و حملونقل عمومی در این منطقه به صفر رسیده است. درست در همسایگی تأسیسات عظیم نفت شمالغرب و نمایشگاه بینالمللی کاسپین، اهالی گاوازنگ با کپسول گاز مایع و هیزم، زمستانهای سخت را سپری میکنند. این گزارش، به واکاوی ریشههای این بحران انسانی–مدیریتی و نقد عملکرد نهادهای متولی میپردازد.
هزینهای که هیچ خانواده شهری تصورش را هم نمیکند
اهالی گاوازنگ برای تأمین گاز مصرفی خود، ناچارند با هزینهای سنگین، کپسولهای گاز مایع را از شهر تهیه کنند. یکی از ساکنان این روستا با گلایه از این وضعیت به خبرنگار ما میگوید: «برای پر کردن دو کپسول و رفتوبرگشت به شهر، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان هزینه کردم. آیا این شرایط برای مردم روستا قابل قبول است؟» این رقم برای خانوادهای که اغلب از قشر کمدرآمد هستند، بار مالی طاقتفرسایی محسوب میشود. در فصل زمستان که دمای هوا به زیر صفر میرسد، این هزینهها چندین برابر میشود و گاهی حتی نفت هم بهموقع توزیع نمیشود و اهالی ناگزیر به استفاده از هیزم و چوب روی میآورند. این یعنی هزینهای که هیچ خانواده شهری در زنجان تصورش را هم نمیکند، برای اهالی گاوازنگ به یک دردِ روزانه تبدیل شده است.
معمای حقوقیِ «نه شهر، نه روستا»؛ معمایی که سالهاست گره خورده
مهمترین مانعی که بر سر راه گازرسانی به گاوازنگ قرار گرفته، نه کمبود بودجه و نه دشواری فنی، بلکه یک پارادوکس حقوقی است که خودِ مدیران اجرایی خلق کردهاند. مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان زنجان به صراحت اعلام کرده که «گاوازنگ نه شهر محسوب میشود و نه روستا و به همین دلیل از ارائه خدمات به این منطقه منع شدهایم و باید این منطقه تعیین تکلیف شود.» این جمله، تلخترین توصیف ممکن از وضعیت گاوازنگ است. منطقهای که ساکنانش مالیات میدهند، در انتخابات شرکت میکنند و شهروند درجهیک این مملکت هستند، اما در توزیع خدمات عمومی، در یک «خلأ قانونی» رها شدهاند.
تلختر از این، اظهارات مدیرعامل شرکت گاز استان است که از وجود نامهای سخن گفته که بر اساس آن «نباید هیچ خدماتی به روستای گاوازنگ بدهیم». این نامه اگر وجود خارجی داشته باشد، مصداق بارز «بیعدالتی اداری» است. اگر هم وجود نداشته باشد، شایسته است هرچه سریعتر تعیینتکلیف شود تا دستگاهها نتوانند پشت پردهای از اسناد پنهان شوند. اینگونه است که یک تصمیم اداری، زندگی ۱۸۰ خانواده را تحت تأثیر قرار داده و آنها را سالها در محرومیتی ساختاریافته نگه داشته است.
سالها وعده، صفر سال اجرا؛ منطقهای که فقط در جلسات و بازدیدها زنده است
داستان گاوازنگ، داستان «بلاتکلیفی» است. بررسی اسناد و خبرها نشان میدهد که وعدههای گازرسانی به این منطقه حداقل به دههٔ ۱۳۸۰ بازمیگردد، اما در سه مقطع تاریخی مشخص، این وعدهها به گرههای اداری تبدیل شده است: اوایل دهه ۹۰ پرونده گازرسانی تشکیل شد اما به دلیل عدم تأمین اعتبار و عدم همکاری شهرداری در تأمین زمین متوقف ماند. در سال ۱۳۹۹ اهالی آمادگی خود را برای اهدای زمین اعلام کردند اما مدیرعامل وقت شرکت گاز، «تأمین زمین و هزینه» را پیششرط اعلام کرد. در اواخر همان سال، با وجود واگذاری زمین توسط اهالی و دریافت مجوز فاز یک، عملیات به دلیل «عدم تعیین تکلیف مالکیت اراضی» توسط ارگانهای مربوطه متوقف شد.
رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان زنجان در این باره به صراحت میگوید: توسعه منطقهٔ گردشگری گاوازنگ «تاکنون از شعار و سند فراتر نرفته و به مرحلهٔ طراحی پروژههای قابل اجرا نرسیده است». به گفتهٔ این مقام مسئول، منطقه در چرخهای از «جلسه، بازدید، وعده و فراموشی» گرفتار شده و «سالها وعدهسازی و بازدیدهای مکرر مسئولان، جایگاه شایستهای برای آن در نظام گردشگری رقم نزده است». وی ضعف حکمرانی محلی، ناهماهنگی نهادی، نبود سرمایهگذاری هدفمند و فقدان چشمانداز اجرایی بلندمدت را از دلایل اصلی این وضعیت برشمرده است.
زمین را اهالی دادند، مجوز را ادارات نگه داشتند!
تازهترین خبرها حاکی از آن است که سرپرست شرکت گاز استان زنجان اعلام کرده: «با وجود رفع مشکل تخصیص زمین برای ایستگاه، عملیات لولهگذاری در روستای گاوازنگ بهدلیل عدم تعیین تکلیف مالکیت زمینها توسط ارگانهای مربوطه و تأخیر در صدور مجوزهای اداری متوقف شده است.» این یعنی مشکل از «زمین» به «مجوز» و از «مجوز» به «مالکیت» کشیده شده است. پروژهای که فاز یک آن در آبانماه ۱۳۹۹ مجوز گرفت، امروز در مردادماه ۱۴۰۵، یعنی نزدیک به شش سال بعد، همچنان در بنبست اداری گرفتار است. مدیرعامل شرکت گاز استان نیز اخیراً تأکید کرده که «تعامل سازنده و پاسخگویی سریع شهرداری به استعلامات فنی، پیششرط اصلی برای پیشبرد پروژه است».
اما سؤال اینجاست: چند بار باید زمین تأمین شود تا گاز برسد؟ اهالی میگویند حتی زمین موردنیاز برای احداث تأسیسات گازرسانی را خودشان اهدا کردهاند، اما گویا این زمینها در گیرودار اختلافات ارضی بین ادارات، گم میشوند. شهرداری، استانداری، شرکت گاز، شرکت آب، سازمان همیاری شهرداریها، منابع طبیعی و میراث فرهنگی – هرکدام به سهم خود مسئولیت را به دیگری ارجاع میدهند و نتیجه این پاسکاریِ مسئولیت، چیزی جز تداوم محرومیت برای اهالی نیست.
آب و گاز بهشرط گردشگری شدن؛ یعنی اگر گردشگر نشوید، حق آب ندارید!
مشکل گاز، تنها دردِ اهالی گاوازنگ نیست. مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان، با همان منطقِ «نه شهر، نه روستا»، از ارائهٔ خدمات آبرسانی به این منطقه سرباز زده است. این در حالیست که معاون عمرانی استاندار زنجان اعلام کرده: «با مصوب شدن طرح گردشگری، خدمات مربوط به گاز و آب به منطقه داده خواهد شد» و در حال حاضر «بهصورت موقت و عمومی» به ساکنان آب داده میشود. «موقت و عمومی»؛ یعنی باز هم یک وعدهٔ دیگر، باز هم یک راهحلِ موقتی برای مشکلی که ۴۰ سال قدمت دارد.
این یعنی مردم برای گرفتن آب و گاز باید منتظر بمانند تا طرحی تصویب شود که اساساً ممکن است سکونت آنها را در منطقه به چالش بکشد. اهالی گاوازنگ نه تنها گاز ندارند، بلکه تأمین آب آشامیدنی و کنتورگذاری نیز کاملاً بر عهدهٔ خودشان است و شرکت آب و فاضلاب، ارائه خدمات پایدار را منوط به تغییر کاربری منطقه کرده است. این یعنی مردم در یک «چرخهٔ معیوب» گرفتارند؛ برای گرفتن آب باید گردشگری شوند و برای گردشگری شدن، باید آب و گاز داشته باشند!
گردشگری بدون گردشگر؛ زیرساخت صفر، شعار صددرصد
گاوازنگ با عنوان «منطقهٔ گردشگری» شناخته میشود، اما واقعیت تلخ این است که گردشگرانِ این منطقه، جز طبیعت، هیچ زیرساختِ قابلقبولی نمیبینند. رئیس اداره میراث فرهنگی زنجان به صراحت میگوید: «هیچ مقصد گردشگری بدون زیرساختهای استاندارد قابل توسعه نیست. در گاوازنگ و امند، ضعف در حملونقل، کمبود پارکینگ، نبود سرویس بهداشتی مناسب، روشنایی و امکانات اقامتی، تجربه سفر برای گردشگر را ناقص میکند».
ساکنان این روستا، درحالیکه با گردشگرانِ طبیعتدوست روبهرو میشوند، خودشان نمیتوانند یک لیوان آب سالم به آنها تعارف کنند. این یعنی دولتی که این منطقه را «گردشگری» نامیده، جز نام، هیچ چیزی برای آن فراهم نکرده است. تا زمانی که بومیان منطقه از گاز و آب محروماند، چگونه میتوان از توسعهٔ گردشگری سخن گفت؟ گردشگر به روستایی میرود که اهالی آن با لبخند پذیرایی کنند، نه با لبخند تلخی که پشت آن هزینهٔ یک میلیون تومانی حمل کپسول گاز نهفته است.
در سایهٔ شهر، در محرومیتِ محض / همسایگانِ مجهز، خودشانِ بیچیز
گاوازنگ، درست در همسایگیِ شهر زنجان، در کنار تأسیسات و نمایشگاههای بزرگ، از ابتداییترین حقوقِ شهروندی محروم است. شرکت خطوط نفت شمالغرب، نمایشگاه کاسپین و باغموزهٔ دفاع مقدس که در نزدیکی این روستا واقع شدهاند، همه از زیرساختهای گاز، آب و تلفن برخوردارند. اما روستایی که قدمت آن به دههها میرسد، در سایهٔ این همه امکانات، همچنان در تاریکی و سرما به سر میبرد.
این تناقض، تلخترین بخش ماجراست. در حالی که ۸۹ درصد روستاهای استان زنجان از نعمت گاز برخوردارند و ۱۸ روستای دیگر در آستانهٔ بهرهبرداری هستند، گاوازنگ همچنان در انتظارِ «مجوزهای اداری» مانده است. این یعنی از میان تمام روستاهای استان، گاوازنگ در زمرهٔ همان اندکِ باقیماندهایست که هنوز به شبکهٔ گاز متصل نشده است. باقیماندن یک منطقه در مرکزیت استان، نه به خاطر کوهستانی بودن یا دوری مسافت، بلکه به خاطر دعواهای بیندستگاهی، یک رسوایی مدیریتی تمامعیار است.
نقد ریشهای: سه عامل ساختاری که گاوازنگ را به گروگان گرفته است
دلیل تداوم این وضعیت پس از چند دهه را نمیتوان صرفاً به گردن کمبود بودجه انداخت. تحلیل انتقادی حاکی از سه عامل ساختاری است:
ناهماهنگی بیننهادی (سیستم موازی کاری): شهرداری میگوید «منطقه خارج از محدوده است»، استانداری میگوید «طرح گردشگری تصویب شود»، شرکت گاز میگوید «زمین بدهند»، منابع طبیعی میگوید «مجوز نداریم». این بازی «پاسکاری مسئولیت» بیش از چهار دهه طول کشیده است.
سیاستزدگی به جای توسعهگرایی: رئیس اداره میراث فرهنگی زنجان بهدرستی به این نکته اشاره کرده که «غلبهٔ نگاه کوتاهمدت و سیاسی بر نگاه توسعهای، آیندهنگری پروژهها را از بین برده است». یعنی بازدیدهای تشریفاتی و جلسات خبری جایگزین عملیات اجرایی شده است.
شهرداری؛ قفل اصلی پروژه: مدیرعامل شرکت گاز اخیراً تأکید کرده که «تعامل سازنده و پاسخگویی سریع شهرداری به استعلامات فنی، پیششرط اصلی است». اما شهرداری زنجان تاکنون پاسخی قاطع برای رفع موانع مالکیتی ارائه نداده است. سؤال اینجاست که چرا شهرداری برای تأمین زمین یک جایگاه CNG یا یک مجتمع تجاری، سریعاً وارد عمل میشود، اما برای گازرسانی به یک روستای همجوار، سالها معطل میکند؟
۴ راهکار فوری برای خروج از بنبست؛ اگر واقعاً «اراده» باشد
مطالبهٔ اهالی گاوازنگ، چیزی فراتر از یک وعدهٔ انتخاباتی است. آنها خواستار «زندگی شرافتمندانه» در کنار پایتخت تاریخی استان هستند. برای تحقق این امر، راهکارهای زیر به صورت فوریتی پیشنهاد میشود:
گام اول (فوری – ظرف ۱ ماه): انحلال پارادوکس هویتی – استانداری زنجان و وزارت کشور موظفاند طی یک ماه، وضعیت ثبتی گاوازنگ را تعیین تکلیف کنند. اگر روستا است، دهیاری فعال شود و اگر شهر است، به شبکهٔ شهری متصل گردد.
گام دوم (عملیاتی – ظرف ۳ ماه): ایجاد کارگروه ویژه گازرسانی با حضور مدیران عامل شرکت گاز، شرکت آب، شهرداری و منابع طبیعی، با اختیار تام برای حل اختلافات مالکیتی. این کارگروه موظف است مانعتراشیهای اداری را ظرف سه ماه برطرف کند.
گام سوم (زیرساختی – ظرف ۶ ماه): تخصیص اعتبار اضطراری از محل اعتبارات محرومیتزدایی استانی برای اجرای فاز اول لولهکشی گاز، مستقل از طرح گردشگری. اهالی ثابت کردهاند که زمین را تأمین میکنند، حال نوبت دولت است که لوله را تأمین کند.
گام چهارم (شفافسازی): برائتجویی از نامهٔ منع خدمت – مدیرعامل شرکت گاز موظف است اصل نامهٔ «منع خدمترسانی» را منتشر کند. اگر چنین نامهای وجود دارد، صادرکنندهٔ آن باید پاسخگوی مراجع قضایی باشد. اگر وجود ندارد، این شائبه باید برای همیشه از اذهان عمومی زدوده شود.
حرف آخر: گرمای گاز از چندصد متری خانهشان میگذرد، اما آنها با چوب میسوزند
گاوازنگ فقط یک روستا نیست؛ محکِ عدالت دستگاههای اجرایی زنجان است. مردم این منطقه، درست در کنار شهر، در سرمای زمستان با چوب و هیزم میسوزند؛ در حالیکه گرمای گاز از چندصد متری خانهشان میگذرد. مسئولان بارها گفتهاند که «وقت آن رسیده». اما ساکنان گاوازنگ دیگر حرف را نمیخواهند؛ آنها عمل میخواهند. آنها میخواهند در سرزمین خود، در کنار باغموزهٔ دفاع مقدس و نمایشگاه کاسپین، نه با کپسول گاز و هیزم، بلکه با گرمای لولهکشی شهری، زمستان را پشت سر بگذارند.
وقت آن است که به جای «وعدهٔ گاز»، «گازِ وعده» را به اهالی گاوازنگ تحویل دهیم. اگر قرار است این منطقه گردشگری شود، اول باید زندگی در آن جریان یابد و زندگی بدون گاز و آب، هیچگاه معنای واقعی «زیستن» را نخواهد داشت. مسئولان، آیا وقت آن نرسیده که به جای بازدیدهای تکراری و وعدههای تکراریتر، یک بار برای همیشه، گاوازنگ را از «منطقهٔ وعده» به «منطقهٔ عمل» تبدیل کنید؟
منابع و ارجاعات: این گزارش بر اساس دادههای دریافتی از خبرگزاریهای ایرنا، تسنیم، فارس و پایگاه اطلاعرسانی شرکت گاز استان زنجان در بازهٔ زمانی ۱۳۹۹ تا مرداد ۱۴۰۵ تدوین شده است. اظهارات مدیران مربوطه به صورت مستقیم از مصاحبههای رسمی آنها استناد شده است.

