بحران بیکاری در زنجان؛ ریشهها، واقعیتهای تلخ و راهکارهای عملی برای عبور از آن

وقتی زنجان با سایه سنگین بیکاری دستوپنجه نرم میکند
زنجان، شهری که در تاریخش شور حسینی، شعور سهروردی، غیرت مردان نمکی و هنر چاقوسازان را دیده، امروز با معمایی جدیتر از تمام افسانههای کهن روبروست؛ بحران بیکاری جوانان. اگر روزگاری مردان این دیار با چاقوهای دستسازشان، بازارهای جهانی را تسخیر میکردند و زنان زنجانی با ملیلهدوزی و چاروقبافی، هنر خاورمیانه را به حیرت میانداختند، امروز کوچهپسکوچههای شهر و روستاهای استان، صدای پای جوانانی را میشنویم که با مدرک تحصیلی در دست، ساعتها به درب کارخانهها و ادارات میکوبند و پاسخی جز «متأسفانه فعلاً نیرو نمیخواهیم» یا «حداقل ۵ سال سابقه کار لازم است» نمیشنوند.
این گزارش، یک مجله گردشگری نیست؛ یک کالبدشکافی دقیق، دلسوزانه و بیطرفانه از ریشههای این بحران و مسیرهای گریز از آن است. با ما همراه شوید تا از زاویهای نو به آینده زنجان نگاه کنیم؛ آیندهای که یا با تدبیر امروز، درخشان میشود یا با غفلت امروز، به هدر میرود.
آمار تلخ؛ زنجان کجای جدول بیکاری کشور ایستاده است؟
برای درک عمق فاجعه، بهتر است نگاهی به آمار بیندازیم. بر اساس آخرین گزارشهای مرکز آمار ایران در بهار ۱۴۰۴، نرخ بیکاری در استان زنجان به ۱۵.۷ درصد رسیده که بیش از ۴ درصد بالاتر از میانگین کشوری (۱۱.۳ درصد) است. این رقم در بین جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال به رقمی هشداردهنده یعنی ۲۴.۳ درصد میرسد و در میان زنان تحصیلکرده این استان، نرخ بیکاری از ۳۰ درصد عبور کرده است.
اما عدد و رقم، فقط بخشی از داستان است. آنچه این آمار را به یک بحران اجتماعی تمامعیار تبدیل میکند، ساختار کیفی بیکاری در زنجان است. یعنی سهم بالای بیکاری در میان جوانان دارای مدرک کارشناسی و بالاتر که تخصص و مهارت دارند، اما جایی برای عرضه تواناییهای خود نمییابند. این پدیده که به آن «بیکاری تحصیلکردگان» میگویند، در شهرستانهایی مانند ابهر، خرمدره و ماهنشان به اوج خود رسیده است؛ جایی که کارخانههای بزرگ به دلیل رکود اقتصادی، تعدیل نیرو دادهاند و هیچ جایگزینی برای آنها ایجاد نشده است.
تصور کنید دانشآموخته دانشگاه زنجان یا علومپزشکی که سالها برای مدرکش هزینه و زمان صرف کرده و حتی طرحهای تحقیقاتی انجام داده، ناچار شود برای یک شغل کارگری ساده در تهران یا شهرهای جنوبی کشور، کیسه ببندد و راهی جاده شود. این «فرار مغزها» و «مهاجرت اجباری نیروی کار ماهر»، زخمی است که بر پیکره اقتصاد استان کهنه شده و هر روز چرکتر میشود. آمارها نشان میدهد که سالانه بیش از ۷ هزار جوان زنجانی استان را به مقصد کلانشهرها ترک میکنند که این بزرگترین خروج سرمایه انسانی استان در تاریخ معاصر است.
چرا کارخانهها و ادارات نیرو نمیخواهند؟
برای حل یک مسئله، باید به عمق آن رفت. بحران بیکاری در زنجان معلول یک علت واحد نیست؛ بلکه حاصل تلاقی چندین گسل بزرگ اقتصادی، ساختاری و حتی فرهنگی است که در ادامه به تفکیک بررسی میکنیم:
۱. وابستگی بیمارگونه به معادن (سرب و روی)
زنجان به عنوان «قطب سرب و روی کشور» شناخته میشود و بیش از ۳۰ درصد از ذخایر سرب و روی کشور در این استان قرار دارد. این افتخار، اما یک تیغ دولبه است. وقتی اقتصاد یک استان به شدت به یک صنعت خاص وابسته باشد، نوسانات قیمت جهانی این مواد، کل بازار کار استان را به لرزه درمیآورد. در سالهای اخیر که قیمت جهانی روی با افت مواجه شده، کارخانههای فرآوری مانند نوروزآباد، رویاندودان و اکسید روی نیروهای خود را تعدیل کردهاند و دیگر بخشهای اقتصادی نیز کشش جذب این نیروهای بیکارشده را ندارند. این یعنی بیماری هلندی در مقیاس استانی؛ جایی که یک بخش، کل اقتصاد را بیمار میکند.
۲. خشکسالی و کوچ اجباری از روستاها به حاشیه شهرها
خشکسالیهای پیاپی در ۱۵ سال اخیر، آب را از زارعان و باغداران زنجانی گرفته است. دشتهای زنجان، خرمدره و ماهنشان به کانونهای بحران کمآبی تبدیل شدهاند. کشاورزی که دیگر نمیتواند از زمینش نان دربیاورد، مجبور میشود روستا را رها کند و به حاشیه شهرهای بزرگ مثل زنجان، ابهر یا خرمدره پناه بیاورد. این جمعیت مهاجر که عمدتاً غیرماهر هستند، به یکباره بر بازار کار محدود شهری فشار میآورند و تورم جمعیت بیکار را چندین برابر میکنند. محلههای حاشیهنشین مانند کوی سلمان، کوی فلسطین و مناطق اطراف کارخانه قند امروز مملو از خانوادههایی است که مردانشان یا بیکارند یا به کارهای روزمزد با درآمد ناچیز مشغولند.
۳. نبود زنجیره کامل تولید و خامفروشی ساختاری
با کمال تأسف، بخش بزرگی از مواد خام استخراجشده از معادن زنجان، به صورت سنگ معدن یا کلوخه به استانهای دیگر (مانند اصفهان و یزد) یا خارج از کشور (عمدتاً چین و ترکیه) ارسال میشود و دوباره به صورت کالای نهایی گرانقیمت (مثل ورق روی، باتری، قطعات خودرو) به استان برمیگردد. این یعنی ارزشافزوده عظیم این ثروت ملی، در جای دیگری خلق میشود و اشتغال آن نصیب زنجانیها نمیشود. اگر تنها ۵۰ درصد از این مواد خام در داخل استان فرآوری شود، بیش از ۱۲ هزار شغل مستقیم و ۳۵ هزار شغل غیرمستقیم ایجاد خواهد شد.
۴. نقش کمرنگ بخش خصوصی و موانع اداری کشنده
راهاندازی یک کسبوکار در زنجان، همچنان با پیچوخمهای اداری طاقتفرسایی دستوپنجه نرم میکند. دریافت مجوزها از اتاق اصناف، اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان صنعت و معدن و نظام مهندسی گاه تا ۶ ماه به طول میانجامد. تسهیلات بانکی با بهره ۲۵ تا ۳۰ درصد، سرمایهگذاران خرد را فراری میدهد و استارتاپهای بومی را قبل از تولد، خفه میکند. علاوه بر این، نبود مجتمعهای کارگاهی ارزانقیمت و فضای اشتراکی کار (coworking space) در زنجان، یکی از مهمترین موانع رشد کسبوکارهای نوپا محسوب میشود.
۵. ضعف مهارتآموزی و فاصله دانشگاه تا بازار کار
بسیاری از دانشآموختگان دانشگاهی زنجان، مهارتهای عملی مورد نیاز صنعت را ندارند. دانشگاههای استان (به جز چند رشته محدود در دانشگاه علومپزشکی) همچنان به روش سنتی و نظری دانشجو تربیت میکنند و کارآموزیهای اجباری نیز اغلب صوری و غیرتخصصی است. از طرفی، کارخانهها به دنبال نیروی کار با مهارت فنی خاص (جوشکاری، تراشکاری، برنامهنویسی صنعتی، تعمیرات ماشینآلات سنگین) هستند که بازار کار از کمبود شدید آنها رنج میبرد؛ پس هم بیکار داریم و هم کمبود مهارت! این یعنی یک شکاف ساختاری که ریشه در نظام آموزشی و برنامهریزیهای گذشته دارد.

چگونه میتوان از این گرداب تاریک بیرون آمد؟
این گرداب تاریک، راههای خروجی روشنی دارد که اگر مسئولان، کارآفرینان، دانشگاهیان و شهروندان دست به دست هم دهند، میتوانیم از آن عبور کنیم. این راهکارها نه شعار، که بر اساس تجارب موفق استانهای پیشرو و شرایط بومی زنجان تدوین شدهاند:
🔑 راهکار اول: احیای برندهای جهانی زنجان (گردشگری و صنایعدستی)
زنجان، فقط معدن نیست. زنجان، چاقو، ملیله، چاروق، مس و گنبد سلطانیه است. ما باید از ظرفیت عظیم گردشگری و صنایعدستی برای ایجاد اشتغال پایدار استفاده کنیم. ایجاد دهکده تخصصی صنایعدستی در جاده سلطانیه با فروشگاههای آنلاین بینالمللی و آموزش رشتههای در حال انقراض، میتواند صدها هنرمند بیکار را پای کار بیاورد. گردشگری سلامت با بهرهگیری از چشمههای آب گرم قیدار و بومگردی در روستاهای هدف (مانند سوکهریز، قروه، گیلوان و خراسانلو)، اشتغالزایی فوقالعادهای با سرمایهگذاری کم ایجاد میکند.
🔑 راهکار دوم: تکمیل زنجیره ارزش معادن (نه خامفروشی!)
استان نیازمند کارخانههای صنایع پاییندستی روی مانند تولید باتریهای روی-هوا، رویاندود کردن قطعات خودرو، تولید پودر روی با خلوص بالا و حتی ساخت آلیاژهای خاص است. اگر مواد خام را در همین استان تبدیل به محصول نهایی کنیم، نه تنها اشتغال سهچندان میشود، بلکه سودآوری استان نیز جهش مییابد و از خروج ارز جلوگیری میشود. این کار نیازمند قاطعیت مسئولان استانی در جذب سرمایهگذاران داخلی و خارجی و ارائه مشوقهای مالیاتی است.
🔑 راهکار سوم: حمایت از استارتاپها و کسبوکارهای دانشبنیان
متأسفانه پارک علم و فناوری زنجان با وجود استقرار چندین شرکت دانشبنیان، آنچنان که باید نقش تسهیلگری خود را ایفا نکرده است. حمایت جدی از ایدههای جوانان در حوزه فناوری اطلاعات (IT)، کشاورزی هوشمند (Agri-Tech)، بازیافت پسماندهای صنعتی و تولید محتوای دیجیتال، میتواند مسیر اشتغال را هموار کند. به جای منتظر ماندن برای استخدام در دستگاههای دولتی (که خودشان با مازاد نیرو روبرو هستند)، باید فرهنگ کارآفرینی را از مدرسه و دانشگاه به خانهها ببریم.
🔑 راهکار چهارم: توسعه کشاورزی گلخانهای و صنایع تبدیلی
با توجه به بحران کمآبی که گریبانگیر دشتهای زنجان شده، کشت گلخانهای یک ضرورت اجتنابناپذیر است. این روش علاوه بر صرفهجویی ۹۰ درصدی در مصرف آب (نسبت به کشت سنتی)، اشتغال ثابت و پایداری را برای روستاییان فراهم میکند. دولت باید تسهیلات کمبهره و بلاعوض برای احداث گلخانههای کوچک مقیاس در روستاها اختصاص دهد. همچنین ایجاد کارخانههای بستهبندی، سورتینگ و فرآوری محصولات کشاورزی (مانند انگور، گردو، زردآلو و سیب) از هدررفت سرمایههای باغی جلوگیری کرده و ارزش افزوده قابلتوجهی ایجاد میکند.
🔑 راهکار پنجم: اصلاح نظام آموزشی و مهارتآموزی
دانشگاههای زنجان باید با صنایع استان تفاهمنامههای عملی منعقد کنند تا دانشجویان بخش عمدهای از تحصیل خود را در محیط کار واقعی سپری کنند. همچنین توسعه مراکز آموزش فنی و حرفهای سیار در شهرستانها و روستاهای محروم، میتواند نیروهای ماهر مورد نیاز کارخانهها را تربیت کند. پیشنهاد خاص ما: ایجاد یک مرکز تخصصی جوشکاری و تراشکاری در ابهر (قطب صنعتی استان) که نیاز شدید صنایع را تأمین کند.
صدای شهروندان زنجانی را بشنویم!
اینجا، پایان حرفهای ما نیست؛ آغاز حرفهای شماست!
شما که اهل زنجان هستید و نفسهای این شهر را میکشید، چه راهکار خلاقانهای برای اشتغال در شهر خود دارید؟ آیا تا به حال به فکر راهاندازی یک کسبوکار نوپا افتادهاید و با چه موانعی برخورد کردهاید؟ آیا تجربه موفق یا شکستخوردهای در زمینه کارآفرینی داشتهاید که برای دیگران مفید باشد؟ تجربه خود را در بخش نظرات با ما و سایر شهروندان به اشتراک بگذارید تا با هم، صدای امید را از دل این بحران بیرون بکشیم. زنجان همیشه زنده بوده، چون مردمش تسلیم نمیشوند.
به امید روزی که آمار بیکاری در زنجان، فقط یک خاطره تلخ در کتابهای تاریخ باشد و جوانان این دیار، در زادگاه خود به آرزوهای شغلیشان برسند.

