ربع قرن انتظار در دامنه سرد گاوازنگ؛ روایتی از بلاتکلیفی ورزشگاه 15 هزار نفری زنجان

هر وقت نام «ورزشگاه ۱۵ هزار نفری زنجان» بر سر زبانها میافتد، ابتدا موجی از امید در دل ورزشدوستان زنجانی زنده میشود و سپس خاطرهای تلخ از وعدههای رنگارنگ و ناتمام، آرزوها را به یأس بدل میکند. این سازه عظیم که سالهاست در شمال شهر زنجان، در دل دامنه سرد و بادگیر کوه گاوازنگ قد برافراشته، به نماد غمانگیزی از تردید و کمتوجهی بدل شده است؛ روایتی که در آن، فوتبال و شور جوانی قربانی تصمیمات غلط و کمبود اعتبارات شدهاند. این مقاله سفری است به دل تاریخچه پر فراز و نشیب این پروژه و بررسی چرایی توقف و مشکلات آن در دولتهای مختلف.
«زیتون» سرسبز نشد؛ از رویای لیگ برتر تا معمای گاوازنگ
بیش از دو دهه پیش، در دل هیاهوی فوتبال سال ۱۳۸۴ و در حالی که تیمهای مطرح فوتبال ایران مایههای بزرگی در دل مردم ایجاد کرده بودند، کلنگ ساخت ورزشگاهی مدرن با گنجایش پانزده هزار نفر در شمال شهر زنجان بر زمین زده شد. این پروژه که با هدف توسعه زیرساختهای ورزشی و ایجاد شور و شوق در میان فوتبالدوستترین استانهای کشور آغاز شد، قرار بود در مدت چهار سال به پایان برسد و میزبان لیگهای حرفهای فوتبال کشور باشد. نام این استادیوم با توجه به حجم بالای تولید و آوازه زیتون در این استان، «ورزشگاه ۱۵ هزار نفری زیتون زنجان» نهاده شد که با متراژی بالغ بر ۶۰ هزار و ۶۰۶ متر مربع، یکی از بزرگترین و مجهزترین پروژههای عمرانی استان محسوب میشد.
جالب آنکه این استادیوم قرار بود برای نخستینبار در منطقه شمالغرب کشور، دارای سیستم گرمایشی از کف باشد تا حتی در سرمای سخت زمستانی هم میزبان مسابقات حساس باشد. اما همانطور که بعدتر مشخص شد، این «مجتمع تفریحی گاوازنگ» که در کنار آن جانمایی شده بود، نه از سر کارشناسی دقیق انتخاب شد و نه هیچ پشتوانه علمی و آبهواشناسی داشت.
بعد از ۲۰ سال، چرا سایه انتظار بر سر زنجانیها سنگینی میکند؟
هر چند وعده افتتاح اولیه ورزشگاه چهار سال پس از کلنگزنی بود، اما حالا نزدیک به دو دهه از شروع عملیات اجرایی میگذرد و هنوز این سازه عظیم و نیمهکاره در دامنه گاوازنگ رها شده است. سوال اصلی اینجاست: چرا پروژهای که در آن مقطع زمانی بودجه زیادی برای آن تصویب و پیمانکاران جدی برایش وارد کار شدند، پس از ۲۰ سال همچنان ناتمام مانده است؟
پاسخ را باید در ترکیبی از مشکلات ریشهدار جست؛ از جمله مکانیابی غلط، کمبود منابع مالی و رفع استانداردهای فراموش شده.
مهمترین چالش: جانمایی در سردترین نقطه شهر
بسیاری از کارشناسان از جمله «نادر بلباسی»، رئیس هیأت فوتبال استان زنجان، صراحتاً میگویند: «جانمایی ورزشگاه ۱۵ هزار نفری زنجان غلط بود.» این استادیوم در کنار مجموعه تفریحی گاوازنگ و در دامنه کوهی واقع شده که سردترین، بادگیرترین و برفگیرترین نقطه شهر زنجان محسوب میشود. هزینه نگهداری این استادیوم بسیار بالاست و در بسیاری از ماههای سال به دلیل سرما و شرایط نامناسب جوی، عملاً امکان فوتبال بازی کردن در آن وجود ندارد. یک نمونه کوچک از این اشتباه فاحش آن است که علیرغم نبود ورزشگاه، اقدام به زدن چمن مصنوعی بدون زیرسازی مناسب شده و چمن طبیعی از زیر آن رشد کرده و چمن مصنوعی را کاملاً تخریب کرده است.
کمبود بودجه و تورم فزاینده
بودجه اولیه برای تکمیل این پروژه چهار ساله، حدود ۱۳۷ میلیارد و ۸۸۹ میلیون ریال برآورد شده بود. اما گذشت زمان و اوج گرفتن تورم در کشور، این مبلغ را به گردابی ناچیز بدل کرد. در سال ۱۴۰۳، مسئولان اعلام کردند که برای تکمیل صد در صدی ورزشگاه، نزدیک به ۳۵۰ میلیارد تومان (حدود ۳,۵۰۰ میلیارد ریال) اعتبار دیگر نیاز است. این مبلغ عظیم در حالی نیاز است که پیشرفت فیزیکی پروژه حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد اعلام شده است. یعنی بخش آخر و بسیار حساس پروژه که معمولاً به استانداردهای مدرن و سختافزاری پیچیده مربوط میشود، سهم شیر بودجه را میخواهد. بخشی از بودجهها در دورههای مختلف به صورت پراکنده تخصیص یافته، اما این قطرهچکانیها هرگز نتوانسته پروژه را به خط پایان برساند.

نواقص فنی و استانداردهای رعایت نشده
در اواخر دولت سیزدهم و در حالی که امیدها برای افتتاح نهایی ورزشگاه تا حدی زنده شده بود، پروژه با مشکل رعایت نکردن استانداردهای لازم مواجه شد. معاون عمرانی استاندار زنجان با اشاره به اینکه «برخی استانداردها در این پروژه رعایت نشده است»، به بازبینی و اصلاحات گسترده در مجموعه اشاره داشت. این اقدامات که ناشی از دقت در بهرهبرداری اصولی بود، زمان و هزینه مضاعفی را به پروژه تحمیل کرد و افتتاح را دوباره به تعویق انداخت. همچنین مسائل فنی مربوط به پیمانکار پروژه نیز از موانعی بود که بارها در جلسات رسمی به آن اشاره شده است.
دولتهای مختلف و سرنوشت ورزشگاه بلاتکلیف
این ورزشگاه بهعنوان یک پروژه ملی، از ابتدا زیر نظر وزارت ورزش و جوانان و شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی کشور پیش میرفت. اما در دولتهای مختلف، سیر ماجرا پیچیدگی و فرازهای خاص خود را داشت:
دولت نهم و دهم (سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲): کلنگ اولیه در دولت نهم به زمین زده شد و برای نخستینبار به عنوان پروژه «مهرماندگار» استان زنجان معرفی شد. عملیات اجرایی جدی از سال ۱۳۸۵ آغاز شد. در این دوران، بخش عمدهای از زیرسازیها و بخشهای بتنی پروژه انجام شد اما به دلیل کمبود اعتبار، پیشرفت با سرعت لاکپشتوار ادامه داشت.
دولت یازدهم و دوازدهم (سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰): در دولت روحانی، وعدههای زیادی برای افتتاح داده شد. وزیر ورزش و جوانان وقت، «مسعود سلطانیفر»، در سفرهای استانی خود بارها بر افتتاح قریبالوقوع تأکید کرد. در نهایت، استاندار زنجان قول داد که «ورزشگاه تا پایان دولت دوازدهم افتتاح میشود». اما در عمل، اختلاف بر سر مکانیابی و مشکلات مالی شدت گرفت و عملاً پروژه راکد ماند. این وعدههای دولت روحانی نیز مانند تمام وعدههای آن دروغ از آب درآمد.
دولت سیزدهم (سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴): نقطه عطف این ورزشگاه در سفر استانی آیتالله رئیسی، رئیسجمهور شهید، در دیماه ۱۴۰۱ رقم خورد. ایشان با بازدید مستقیم از پروژه معطلمانده، دستور واگذاری عملیات احداث از شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی کشور به استان را صادر کردند و بر تسریع در تکمیل آن تا شهریورماه سال آینده تأکید کردند. این موضوع باعث شد پروژه از «ملی» به «استانی» تبدیل شود و اداره کل ورزش و جوانان استان زنجان مستقیمتر و چابکتر کار را دنبال کند. بر اساس آخرین گزارشها در سال ۱۴۰۴، پیشرفت فیزیکی ورزشگاه به بیش از ۹۵ درصد رسیده و در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ تکمیل و آماده بهرهبرداری خواهد شد.
دولت چهاردهم (۱۴۰۴ به بعد): با وجود نویدهای خوب در دولت سیزدهم، همچنان مسئله رفع نواقص و تأمین ۳۵۰ میلیارد تومانی از موانع جدی است. هرچند قولهای متعددی برای تأمین بودجه از سوی سازمان برنامه و بودجه داده شده، اما باید منتظر ماند و دید آیا بالاخره پس از دو دهه انتظار، این سازه سرد و بلاتکلیف به دست هواداران گرم و پرشور فوتبال زنجانی خواهد رسید یا نه.
چشمانداز نامشخص
در حال حاضر، وضعیت ورزشگاه ۱۵ هزار نفری زنجان معمایی است که نه کاملاً به بنبست خورده و نه کاملاً از آستانه رهایی عبور کرده است. در کنار همه موانع گفته شده، یک عامل مهم دیگر هم وجود دارد: تغییرات پیمانکار. بارها پیمانکار اصلی پروژه به دلایل فنی و مالی عوض شده و هر بار این جابهجایی باعث شود بخشی از کارهای قبلی دوباره ارزیابی و گاه بازسازی شود که خود عاملی برای افزایش بیرویه هزینههاست.
از سوی دیگر، برخی مسئولان باسابقه فوتبال استان به این نکته اذعان دارند که شاید اگر بودجههای نجومی صرف شده در این دو دهه برای بازسازی و تجهیز ورزشگاه تاریخی «امجدیه» (۱۵ خرداد) که در دل شهر واقع است هزینه میشد، نه تنها پول کمتری مصرف میگردید بلکه ورزشگاه پویا و قابل استفادهتری در اختیار استان قرار میگرفت. این دیدگاه نشان میدهد که بحث «به صرفه بودن اقتصادی» و «کارایی فصلی» ورزشگاه جدید همچنان زیر سوال است.
متاسفانه با روی کار آمدن دولت چهاردهم و مدیران ضعیف آن امیدها به سردی گرایید. ولی مهم این است که مسئولان فعلی، با نگاهی واقعبینانه و عاری از شعارهای زودگذر، برای رفع نهایی مشکلات فنی و جذب سرمایههای باقیمانده گام بردارند و سرانجام پس از دو دهه بلاتکلیفی، انتظار داغدیدگان فوتبال زنجان را به پایان برسانند.

