گنبد سلطانیه؛ آرامگاهی که برای امیرالمؤمنین(ع) ساخته شد!

از تعمید مسیحی تا تشیع؛ ماجرای شگفتانگیز سلطان مغول
تصور کنید پادشاهی که در کودکی به نام پاپِ وقت، «نیکلاس» تعمید داده شده، سپس به آیین بودا گرایش پیدا کرده، بعد به مذهب حنفیِ اهل سنت میگرود و سرانجام -تحت تأثیر یک عالم شیعه- نه تنها مذهب تشیع را برمیگزیند، بلکه قصد میکند پیکر امیرالمؤمنین علی (ع) را از نجف به پایتخت خود منتقل کند و آرامگاهی عظیم برای آن حضرت بسازد. این داستانِ باورنکردنی، روایت «سلطان محمد خدابنده» یا همان «اُلجایتو»، هشتمین ایلخان مغول، و بنای شگفتانگیز «گنبد سلطانیه» است؛ بنایی که امروز به عنوان بزرگترین گنبد آجری جهان میدرخشد و در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
حمله مغول؛ از ویرانگری تا یکجا نشینی
حمله مغول به ایران در اوایل قرن سیزدهم میلادی، یکی از ویرانگرترین رویدادهای تاریخ این سرزمین بود. شهرها یکیک سقوط کردند، آثار علمی و فرهنگی به آتش کشیده شد و نظامهای کهن سیاسی و اجتماعی از هم فروپاشید. اما تاریخ، طنزی تلخ و شیرین دارد؛ همان مغولانی که با تازیانه و شمشیر آمدند، پس از چند دهه نه تنها دین خود را عوض کردند، بلکه به ایرانیان خدماتی ماندگار ارائه دادند که قرنها بعد همچنان پابرجاست.
ایلخانان مغول که پس از هلاکوخان در ایران مستقر شدند، به تدریج تحت تأثیر فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی قرار گرفتند. غازانخان، برادر بزرگتر الجایتو، نخستین ایلخان مغول بود که به طور رسمی به اسلام گروید. الجایتو نیز که در آن زمان ولیعهد و حکمران خراسان بود، به پیروی از برادرش مسلمان شد و مذهب حنفی را برگزید.
اما آنچه پس از این اتفاق رخ داد، نه تنها مسیر زندگی الجایتو، بلکه سرنوشت مذهب تشیع در ایران را برای همیشه دگرگون کرد.
سرگذشت شگفتانگیز الجایتو؛ از کلیسا تا مسجد
اُلجایتو در سال ۱۲۸۲ میلادی (۶۸۰ هجری قمری) متولد شد. مادرش «اوروک خاتون» یک مسیحی نسطوری بود و او را تحت تأثیر کشیشان دربار، به نام پاپ نیکلاس چهارم، «نیکلاس» نامید. در کودکی به بیماری سختی مبتلا شد و به همین دلیل او را «خدابنده» (به معنای بندهی خدا) نامیدند تا شفا یابد.
الجایتو در نوجوانی به آیین بودا گرایش پیدا کرد، سپس به مذهب حنفی (از مذاهب اهل سنت) روی آورد و نام «محمد» را برای خود برگزید. اما ماجرای مذهبی او به اینجا ختم نشد.
در زمستان ۷۰۷ تا ۷۰۸ هجری قمری (۱۳۰۷-۱۳۰۸ میلادی)، اختلافات شدیدی بین پیروان دو مذهب حنفی و شافعی درگرفت. این دشمنیِ کینهتوزانه چنان الجایتو را آزرده کرد که حتی به فکر بازگشت به آیین بودا افتاد، هرچند این کار از نظر سیاسی غیرممکن بود.
در این میان بود که سرنوشت، الجایتو را با مردی آشنا کرد که نه فقط مسیر زندگی او، بلکه مسیر تاریخ تشیع در ایران را تغییر داد: علامه جمالالدین ابومنصور حسن بن یوسف بن مطهر حلی.

علامه حلی؛ عالمی که سلطان مغول را شیعه کرد
علامه حلی (۶۴۸-۷۲۶ هجری قمری) یکی از بزرگترین فقها و متکلمان شیعه در قرن هشتم هجری بود. او بیش از ۱۲۰ اثر در رشتههای مختلف علمی از جمله فقه، تفسیر، منطق، کلام و رجال تألیف کرد. اما بیشک بزرگترین افتخار او، هدایت سلطان قدرتمند ایلخانی به مذهب تشیع بود.
داستان آشنایی الجایتو با علامه حلی، خود روایتی شنیدنی دارد. الجایتو به تشکیل مجالس مناظره بین علمای بزرگ علاقهمند بود. در یکی از این مجالس، علامه حلی راه یافت و در مناظرهای علمی با یکی از علمای بزرگ اهل سنت شرکت کرد. محور اصلی مناظره، مسئلهی امامت و خلافت بلافصل حضرت علی (ع) پس از پیامبر اسلام بود. علامه حلی با دلایل متقن و استدلالهای محکم، برتری مذهب شیعه را اثبات کرد و الجایتو را مجذوب خود ساخت.
گفته شده که جرقهی اصلی آشنایی الجایتو با علامه حلی، از یک مسئلهی فقهیِ به ظاهر ساده زده شد: مسئلهی «سه طلاقه کردن همسر». علامه حلی در این باره با علمای اهل سنت مناظره کرد و با استدلالی کوبنده، آنان را به چالش کشید.
علامه حلی علاوه بر مناظره با علمای اهل تسنن، با تربیت شاگردان و تألیف آثار متعدد در علوم مختلف، نقش بسزایی در گسترش تشیع در عصر ایلخانی ایفا کرد. به دستور الجایتو، بسیاری از علما از مناطق مختلف قلمرو ایلخانی به سلطانیه دعوت شدند که از جمله آنان علامه حلی و پسرش فخرالمحققین بودند.
نتیجهی این مناظرات و گفتگوها، تغییر مذهب الجایتو از سنی به شیعه بود. او در سال ۱۳۱۰ میلادی (۷۱۰ هجری قمری)، مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام کرد. این رویداد، نخستین باری بود که مذهب تشیع در ایران به عنوان مذهب رسمی یک دولت قدرتمند اعلام میشد. الجایتو سکههایی به نام امامان شیعه ضرب کرد و خطبهها را به نام آنان ایراد نمود.
گنبد سلطانیه؛ آرامگاهی که برای امیرالمؤمنین ساخته شد
پس از گرویدن به تشیع، الجایتو تصمیم گرفت پایتخت خود را از تبریز به سلطانیه منتقل کند و شهری باشکوه بنا نهد. اما مهمترین پروژهی او، ساختن آرامگاهی عظیم بود که نه برای خود، بلکه برای انتقال پیکر مطهر امیرالمؤمنین علی (ع) و امام حسین (ع) از نجف و کربلا به سلطانیه در نظر گرفته شده بود.
گنبد سلطانیه بین سالهای ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۲ میلادی (۷۰۳ تا ۷۱۳ هجری قمری) به دستور سلطان محمد خدابنده و با نظارت خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی ساخته شد. معماری این بنا را به سیدعلی شاه نسبت دادهاند، هرچند برخی این نظر را رد میکنند.
این بنا که در ابتدا با عنوان «گنبد علی» یا «گنبد حسین» شناخته میشد، یک گنبد هشتضلعی با ارتفاع بیش از ۵۰ متر و قطر داخلی ۲۵ متر است. وزن آن حدود ۱۶۰۰ تن تخمین زده میشود و در طول ۷۰۷ سال، تنها ۸ سانتیمتر نشست داشته است. گنبد سلطانیه، نخستین نمونهی موجود از گنبدهای دوپوش در ایران محسوب میشود و از نظر اهمیت در جهان اسلام، با گنبد برونلسکی در معماری مسیحی قابل مقایسه است.
این بنا بزرگترین گنبد آجری ایران و سومین گنبد بزرگ آجری جهان پس از گنبد ایاصوفیه و کلیسای سانتا ماریا دل فیوره است. برخی پژوهشها، گنبد سلطانیه را نخستین اثر هنری شیعه در ایران میدانند.
انتقال پیکر امیرالمؤمنین؛ آرزویی که به سرانجام نرسید
الجایتو پس از شیعه شدن، تصمیم جدی گرفت تا پیکر مطهر امیرالمؤمنین علی (ع) و امام حسین (ع) را از نجف و کربلا به سلطانیه منتقل کند و گنبد سلطانیه را به آرامگاه این دو امام بزرگوار تبدیل نماید. او به هنرمندان خود دستور داد تا تربتخانه را به شکلی شایسته برای این دو امام بیارایند.
اما این پروژهی بزرگ با موانع جدی روبرو شد. دو روایت اصلی دربارهی ناکامی این طرح وجود دارد:
روایت اول، خوابی است که الجایتو دید. برخی منابع معتقدند او در خواب، امام علی (ع) را دید که از این کار نهیاش فرمود و به او فهماند که جایگاه حقیقی امیرالمؤمنین در نجف اشرف است و نباید پیکر مطهرش جابهجا شود.
روایت دوم، مخالفت عالمان شیعه با این اقدام بود. علمای شیعه بر این باور بودند که جابهجایی پیکر مطهر امامان، نه تنها جایز نیست، بلکه توهین به مقام آن بزرگواران محسوب میشود.
در نهایت، الجایتو از این تصمیم منصرف شد و دستور داد که گنبد سلطانیه را به عنوان آرامگاه خودش آماده کنند. برخی منابع روایتهای دیگری نیز دارند؛ از جمله اینکه الجایتو پس از ناامیدی از انتقال پیکر مطهر، از خاک نجف و کربلا به سلطانیه منتقل کرد و در ساخت بخشی از گنبد از آن استفاده نمود.
الجایتو سرانجام در ۱۶ دسامبر ۱۳۱۶ میلادی (۷۱۶ هجری قمری) در سن ۳۴ سالگی در سلطانیه درگذشت و در همان گنبدی به خاک سپرده شد که روزی برای امیرالمؤمنین ساخته بود.
گنبد سلطانیه امروز؛ میراثی ماندگار
گنبد سلطانیه در سال ۲۰۰۵ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این بنا امروز یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری استان زنجان محسوب میشود و نمادی از تلفیق هنر و فرهنگ ایرانی با تأثیرات معماری مغولی است.
داستان الجایتو و گنبد سلطانیه، روایتی شگفتانگیز از تلاقی تاریخ، سیاست، مذهب و هنر است. مردی که در کودکی به نام پاپ مسیحیان تعمید داده شد، سپس به بودا گروید، بعد مسلمان سنی شد و نهایتاً به دست یک عالم شیعه، به مذهب امامیه گروید؛ و بنایی که برای آرامگاه امیرالمؤمنین ساخته شد، به آرامگاه خود او تبدیل گردید.
این داستانِ پرپیچ و خمِ تاریخی، نشان میدهد که چگونه فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی، حتی فاتحان مغول را در خود هضم کرد و آنان را به خدمتگزارانی برای این سرزمین تبدیل نمود. گنبد سلطانیه، نه فقط یک بنای تاریخی، بلکه یادگاری از این تحول شگرف است؛ تحولی که مسیر تاریخ تشیع در ایران را برای همیشه دگرگون ساخت.

